خاطرات كودكي و عكسهاي قديمي و درد دلها و..

يكي از قصه هاي زيباي آن دوران براي من همين درس قوقولي قوقو بود . چه تصاوير گسترده اي كه 

 با خواندن سطر سطر درس در جانم شكل ميكرفت و چه دنياي جذابي كه همين تك تصوير ساده

براي خيال سيال من ارمغان مي آورد . باز هم از خالقان اين درسها و نقش ها سپاسگزار بوده و 

هستم . راستي تكاليف شب اول و شب دوم هم داشتيم . معمولا اين درسها را روزهاي پنجشنبه

ميدادند كه براي دو شب پياپي تكليف داشته باشيم . مشق براي ما بچه هاي گريز پا يك كابوس

بود . ننوشتن تكليف مساوي بود با  تنبيه . چوبهايي كه كف دست نوش جان ميكرديم . دست

آموزگارانمان درد نكند . چوبشان هم درس بود و تربيت . من سپاسگزار تمام آن آموزگارانم بوده و

هستم . و عاشقانه دستانشان را ميبوسم كه حتي با تنبيه هم به ما  زندگي آموختند .


برچسب‌ها: مشق ها و تنبيه ها, قدر داني از آموزگاران قديمي
+ نوشته شده در  ساعت   توسط آرمين  |